سه نقطه

 

هر وقت بلد نیستی

کم میاری

بی حوصله ای

وقت نداری

...

میای سراغ من !

،،،

من به دادت می رسم

کمکت می کنم

داشته و نداشته ی تو رو در خودم جا می دم

...

و تو باز هم به من می گی :

« و غیــــــــــــــــــــــــــــــــــــره ! »

 

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
مجید

خدا گوید: تو ای اشرف ترین مخلوق زیبایم تو ای والاترین مهمان دنیایم بدان آغوش من باز است شروع کن یک قدم با تو، تمام گامهای مانده ات با من استشمام رایحه دل انگیز رمضان گوارای وجودتان التماس دعا [گل][گل][گل]

asredastan

شعر زیبای حمید مصدق توبه من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلوده به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك وتو رفتي و هنوز، سال ها هست كه در گوش من آرام،آرام خش خش گام تو تكراركنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا ، خانه كوچك ما سيب نداشت جواب بسیار زیبای فروغ فرخ زاد : من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده خود پا سخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت...

عالی دوست خوبم( 17:17 [لبخند])