قرمز

فقط از یه چیز می ترسم ....

اینکه یه روز "سیـــــــــــــاه" ، "قـــــــــــــــرمز" رو ببلعه ...

 

( انتهای پرده ی دوم "قرمز"_ جان لوگن )

/ 3 نظر / 15 بازدید
فریبا حاج دایی

درود به ناهید خانم گل. کسالتی بود، واندکی از آن هنوز هست، که رو به بهبود است، امیدوارم. اگر دیداری میسر شد مثنوی هفتاد من کاغذ را خواهم گفت. قربانت

خودم

[ماچ][قلب][لبخند]

neda

ناهید جان مطالبت فوق العاده است.ذهن واقعا قشنگ و خلاقی داری. اولین باره که به وبلاگت سر زدم و حالا بیشتر از پیش دوستت دارم. ب امید موفقیتهای روز افزونت