یک جمله از هملت نه ببخشید شکسپیر...

 

قصد پر حرفی ندارم ، دیشب برای چندمین بار تراژدی هملت رو خوندم...

-

-

-

آنچه هملت می داند و می خواهد بداند ، او را از دنیای خود دور می کند . او نمی تواند با محیط خود سازگار شود پس نقش آدمی خل و دیوانه را پیشه می کند . در این جهان دروغین دیوانگی ماسکی ست که به وی امکان می دهد به هر آنچه می اندیشد ، بیندیشد و از ریاکاری بپرهیزد و به کسی که محترم نمی شمارد ، احترام نگذارد.

در سایه ی "طنز" است که می تواند صداقت خود را حفظ کند......

-

-

-

خوندنش رو حتما بهتون توصیه می کنم ، از خطیش نبود که چیزی یاد نگیرم!

ولی با همه ی این احوال ، هنوز میگم " اتللو " یه چیزه دیگه ست...

گلچین کردن از این کتاب کار سختیه ...به نظر من شکسپیر یا اصلا آدمیزاد نبود! یا فقط اون آدم بود....!!

علاوه بر این جمله ی معروفش " بودن یا نبودن ، حرف در همین است " یکی دیگه از جملات این کتاب که  بیشتر از بقیه ملکه ی ذهن من شده :

-

-

-

هملت :

 

خوشا به حال کسانی که خون و خردشان چنان درست به هم پیوند خورده است که

 دیگر چون " نی " ، نیستند که سر انگشتان بخت ، هر نوایی که بخواهد ، از ایشان

 بیرون بکشد...! 

/ 2 نظر / 202 بازدید
محمد ح

گاه با خودم می گفتم دیوانه چه زندگی راحتی دارد چون درکی ندارد که خطای او مورد بازخواست (مثلا در برابر خدا) قرار گیرد که بسیاری از ما دیوانه ایم و خبر نداریم اما جالبه مثل این هملت شکسپیر خان خود را به دیوانگی زد تا از دست این دیوانه ها که خود را عاقل می دانند راحت شد. حتما ارزش بالایی توی خواندن این کتاب هست چون مدتها دنبال چنین داستانهایی می گشتم.[گل]