دمی با ندا ...

 

 آغوش تو را هلال ماه می خواهم

من شب زده ام نشان راه می خواهم

گر سهم من از چشم سیه تاریکیست

یوسف شده ام بیا که چاه می خواهم

 

 + شعر از دوست نازنینم ؛ ندا ریسی

/ 4 نظر / 14 بازدید

با سلام دعوت شدید

شهین

خواستــم با عقل راه خویش را پیدا کنم حال می بینم که حتی چاه را گم کرده ام زندگی آنقدر هـم درهم نبود و من فقط سرنخ این رشته ی کوتاه را گم کرده ام…

م.ن.آزادانی

سلام سال نو مبارک یه خورده وزن شعراشکال داره ولی نه زیاد شعر زیبایی بود از طرف من به دوستت بگو آفرین [چشمک] موفق باشی

زهره ش

از وبلاکتون دیدن کردم مطالبو پسندیدم خوشحالم که دوست خوبم تونسته ی جورایی هم زبونم باشه